loading...

وبلاگ شخصی یک برنامه نویس

مدیر حراست ما نظر لطفی به من داره. بهم گفت:" فلانی یک جوان خوب سراغ نداری ؟ میخواهیم یکنفر رو استخدام کنیم" بهش گفتم :" یک جوان خوب و امین می‌شناسم. خیلی خوش اخ...

بازدید : 382
يکشنبه 3 اسفند 1398 زمان : 22:23
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

وبلاگ شخصی یک برنامه نویس

مدیر حراست ما نظر لطفی به من داره. بهم گفت:" فلانی یک جوان خوب سراغ نداری ؟ میخواهیم یکنفر رو استخدام کنیم"

بهش گفتم :" یک جوان خوب و امین می‌شناسم. خیلی خوش اخلاق و سلامت است. انسان معتقدی است ولی با همه فکری میسازد و خیلی به مردم سخت نمیگیرد. اما به ظاهرش خیلی میرسد. موهایش را بلند میگذارد و روغن میزند و تقریبا نیمی‌از درآمدش را صرف عطر میکند. و البته دو نفر از عموهایش از معاندین اسلام هستند"

خندید و گفت:" بابا این که میگی وضعش خیلی خرابه. اصلا با ما و شرایطمون سازگار نیست. اینجا همه بچه هیئتی و مسلمون و انقلابی هستند. اصلا نمیشه نزدیک اداره ما هم بیاد"

بهش گفتم :" اینهایی که من گفتم مشخصات پیامبر اسلام بود"

هر دو نفر ساکت شدیم و دیگه صحبتی نکردیم...

برگرفته از Okay

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آمار سایت
  • کل مطالب : 10
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 8
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 18
  • بازدید کننده امروز : 18
  • باردید دیروز : 5
  • بازدید کننده دیروز : 6
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 85
  • بازدید ماه : 54
  • بازدید سال : 957
  • بازدید کلی : 13581
  • کدهای اختصاصی